خرید بک لینک

درباره سایت

دلنوشته های عاشقانه

اینجا مینویسم شاید ... اینجا مینویسم شاید گذر زمان تو را هم یه روز برای خواندن این مطلب به اینجا بکشاند... من همانم که با اینکه میدانستم تو نمیتوانی با من باشی ولی باز دوستت داشتم. منی که میدانستم بیشتر از نصف حرفهایت راست نبود ولی به احترام دلم باور میکردم! و ندانستی که آنهایی که نصف شب با آنها میحرفی و وقتی اس ام اس هایی من نمیآیند میگفتی لابد حافظه پر شده است!!!! همه رفتنی أند و فقط چند روزی تو را میخواهند. من تمام اینها را میدانستم. ولی دوستت داشتم --------------------------------------------- به وب ما خوش امدیئ.لطفا نظر را فراموش نکنید.

امکانات وب

-->-->-->
 

این روز ها دلم میخواهد به همه بی دلیل لبخند بزنم ....


تنهایی به سینما بروم و تمام فیلم را بخوابم 


روی برگ های خشک پاییزی بپرم و با صدای بلند بخندم .....


خودم را به یک کافی شاپ دعوت کنم


برای خودم قهوه سفارش بدهم


و بعد هم از تلخی آن را نخورم .......


در یک پیاده روی طولانی قدم بزنم


و سنگفرش هایش را بشمارم


بدون فکر کردن به هیچ چیزی


و فقط سکوت کنم و سکوت .......


خسته شده ام از حرف زدن .


چه سود وقتی یک کلمه میگویم صد ها کلمه


در رد گفته هایم روبرویم فریاد میکشند؟؟


دلم میخواهد برای خودم باشم ......


میخواهم از این به بعد هر کس هر چیز گفت


در جوابش با لبخند بگویم:


همین طور است که تو میگویی ...


و بعد هم بی تفاوت رد شوم و فراموش کنم آنچه را که گفته .


خسته شدم از این همه تنش .....


از این همه مخالفت با حرفهایم ......


از این همه مقاومت بی فایده در برابر


خواسته های نامعقول دیگران .......


از این به بعد این منم که همیشه کوتاه می آیم


تا اطلاع ثانوی هر دفعه نوبت من است ........


 

برچسب: نویسنده: دوتا تنها تاريخ: سه شنبه 6 فروردين 1392 ساعت: 3:48

صفحه بندی