خرید بک لینک

درباره سایت

دلنوشته های عاشقانه

اینجا مینویسم شاید ... اینجا مینویسم شاید گذر زمان تو را هم یه روز برای خواندن این مطلب به اینجا بکشاند... من همانم که با اینکه میدانستم تو نمیتوانی با من باشی ولی باز دوستت داشتم. منی که میدانستم بیشتر از نصف حرفهایت راست نبود ولی به احترام دلم باور میکردم! و ندانستی که آنهایی که نصف شب با آنها میحرفی و وقتی اس ام اس هایی من نمیآیند میگفتی لابد حافظه پر شده است!!!! همه رفتنی أند و فقط چند روزی تو را میخواهند. من تمام اینها را میدانستم. ولی دوستت داشتم --------------------------------------------- به وب ما خوش امدیئ.لطفا نظر را فراموش نکنید.

امکانات وب

-->-->-->


دیشب بابام منو دعوام کرد....


 من صبح حوصله م سر رفته بود رفتم اسم دوستای بابامو تو گوشیش گذاشتم 

سحر

مرجان

نازی جون

ساراخوشگله

قلبونت بشم من

جیگر خودم 

و گوشی رو گذاشتم نزدیکه مامانم

هیچی دیگ الان مامانم چند تا اس ام اس بی تربیتی از سارا خوشگله تو گوشی بابام پیدا کرده

 با شیلنگ وایساده بالا سرش و ازش سوالای شب اول قبر رو میپرسه


منم رو مبل دراز کشیدم دارم براتون در کمال آرامش با گوشیم پست میذارم !!!


عاخ که چه کیفی میده

برچسب: نویسنده: دوتا تنها تاريخ: سه شنبه 6 فروردين 1392 ساعت: 3:40

صفحه بندی